ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
393
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
آمد و شد با بزرگان اجتناب مىكند و فقط با همكاران و هم طبقههاى خود آمد و شد دارد . با تبختر مىگويد : « كاسبم ، كسب مىكنم . » سراسر روز را به كسب و كار مشغول است . ناهارش معمولا نان است و پنير . مع هذا علىرغم سادگى كه در سر و وضع او مشهود است همه جا با احترام روبرو مىشود و در واقع هم مستحق احترامى هست كه نسبت به او مرعى مىشود . وى كه تقريبا در مراودات تجارى پايبند درستى و امانت است - هرچند اگر پايش بيفتد از سودهاى كلان و خارج از حد اعتدال هم روى گردان نيست - در انجام تعهدات خود سخت دقيق و پايبند اجراى وعدههاى خويش است و بر خلاف عادت و رسم رايج در ساير صنوف عهدشكنى نمىكند . تجار هرچند كه محتاط و مشكوكند از دست زدن به كارهاى بزرگ و خطير نيز پروا ندارند ؛ آنان نه تنها در سراسر آسيا يعنى هندوستان ، چين ، افغانستان ، تركستان و قفقاز پراكندهاند ، بلكه پايشان به عثمانى ، روسيه و مصر نيز باز شده است . در همه جا بسرعت راه و چاه را از يكديگر تميز مىدهند و طريق استفاده را پيدا مىكنند . حكومت از آنها براى پرداختهاى داخل و خارج از كشور خود استفاده مىكند ، و حكام و همچنين ساير بزرگان پولهائى را كه از طريق باجگيرى بدست آوردهاند پنهانى به تاجران مىسپارند و اطمينان دارند كه هرگاه از كار ساقط شوند يا دچار مرگ و تبعيد گردند پولهاى به امانت سپرده شده به افراد خانوادههاى آنان تأديه خواهد شد . در اسلام نمىتوان از پولى كه به عنوان قرض به كسى پرداخت شده است بهره گرفت ؛ اما مسلم است كه به انحاى مختلف با درست كردن كلاه شرعى از اين قانون تخطى مىشود . بهرهء قانونى در اينجا به ميزان 12 % تثبيت شده است ، ولى در روزگارى كه پول كم مىشود ، اين نرخ به 18 تا 30 درصد هم مىرسد . تجار معتبر كمتر از اين و بندرت بيش از ده درصد براتهايشان را « نزول » مىكنند ، برات را يكجا نسبت به « رأس المال » و « تنزيل » حساب مىكنند و به هنگام انقضاى مدت آن در قبال دريافت « قبض » تصفيه مىكنند . بسيار بندرت مىشود كه تاجرى از عهدهء انجام تعهدات مالى خود برنيايد و به اصطلاح « وربشكند » و در چنين صورتى وى همواره به جائى متحصن مىگردد تا اينكه انتظامى در امورش پيدا شود . با در نظر گرفتن « بست » هاى فراوانى كه هست و اين امكان كه مىتوان در آنجا با پولى كه همراه برده شده است ، بدون دردسر زندگى كرد مايهء تعجب بسيار است كه تعداد ورشكستگان تا اين اندازه قليل است . در رأس بازرگانان هر شهر يك نفر رئيس انتخابى است موسوم به « ملك التجار » كه وظيفهء وى حفظ منافع عمومى صنف و همچنين داورى در اختلاف افراد وابسته و رفع و رجوع ناراحتيهاست ، او بايد كسانى را كه در تأديهء قروض خود تعلل مىورزند به پرداخت ديونشان ترغيب كند و علل ورشكستگيها را تعيين و اعلام دارد . چند سال پيش دولت محمود خان قرهگوزلو را به سمت « وزير تجارت » منصوب كرد و انجام وظايف « ملك التجار » را نيز